miss_late

formyself

اقا کانالمم عضو شید ناموسا
@delavinam

‏با خوب و بد یه ادمایی ساختیم که اصلا براشون مهم نبودیم!

‏با خوب و بد یه ادمایی ساختیم که اصلا براشون مهم نبودیم!

۴ هفته پیش
3K
تولدم مبارکتون...تبریکاتونو پذیراییم :)

تولدم مبارکتون...تبریکاتونو پذیراییم :)

۲ شهریور 1398
2K
اقا عرض کنم تولدم نزدیک لود شدنه :)

اقا عرض کنم تولدم نزدیک لود شدنه :)

۲۳ مرداد 1398
4K
#googooli

#googooli

۲۲ تیر 1398
3K
#جانان

#جانان

۲۸ خرداد 1398
4K
#جانان

#جانان

۲۸ خرداد 1398
4K
#مهدی_اخوان_ثالث

#مهدی_اخوان_ثالث

۲۷ خرداد 1398
5K
‌ فکر می‌کرد زندگی تنها، بودن من است، تمام وقت و زندگی‌اش را گذاشته بود تا من را خوشحال کند، می‌گفت ذوق کردن و خندیدن تو طعم گیلاس نوبر میدهد! زیباترین بود، رخت‌هایش را خودش ...

‌ فکر می‌کرد زندگی تنها، بودن من است، تمام وقت و زندگی‌اش را گذاشته بود تا من را خوشحال کند، می‌گفت ذوق کردن و خندیدن تو طعم گیلاس نوبر میدهد! زیباترین بود، رخت‌هایش را خودش دوخته بود، زیباترین بود، چشمانش را خودش زیباتر کرده بود، دستانش را خودش سمت من ...

۱۷ خرداد 1398
37K
کار هر روزش شده بود خونه - دریا، دریا - خونه، سال‌ها گذشته بود اما ‌هنوز یادش بود... غصه داشت، غم از دست دادن. بهش میگفتی دلت کجاست میگفت دریاست، شایعه شده بود که اون ...

کار هر روزش شده بود خونه - دریا، دریا - خونه، سال‌ها گذشته بود اما ‌هنوز یادش بود... غصه داشت، غم از دست دادن. بهش میگفتی دلت کجاست میگفت دریاست، شایعه شده بود که اون موقعی که جسمش جوون‌تر بود از الانِ دلش معشوقه‌شو دریا ازش گرفته.. درست بعد از ...

۱۷ خرداد 1398
50K
برفا نبودن ولی سردم بود،شاخه ی درختا یکی درمیون سبز بودن،تا اون کنج حیاط انگار یه سال راه بود،پاهام جون نداشت،رفتم لب باغچه نشستم،کلاغه نپرید،بهش گفتم من دارم میرم رفیق،اینجا رو میسپارم به تو،تو عمرت ...

برفا نبودن ولی سردم بود،شاخه ی درختا یکی درمیون سبز بودن،تا اون کنج حیاط انگار یه سال راه بود،پاهام جون نداشت،رفتم لب باغچه نشستم،کلاغه نپرید،بهش گفتم من دارم میرم رفیق،اینجا رو میسپارم به تو،تو عمرت درازه،اگه بقیه رو دیدی بگو دوسشون داشتم. ما آدما حرفامون رو به هم نمیزنیم،موقع رفتن ...

۱۱ خرداد 1398
54K
#سجاد_افشاریان #پیچش_تاکها

#سجاد_افشاریان #پیچش_تاکها

۷ خرداد 1398
5K
هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم با زبان زخم زدی ، ... دشنه زدی ... خندیدم معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم ساده لوحی ست ، ... بگویم ...

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم با زبان زخم زدی ، ... دشنه زدی ... خندیدم معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم ساده لوحی ست ، ... بگویم که نمی فهمیدم ! غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم تا زمانی که ...

۲۶ اردیبهشت 1398
13K
فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی... وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟ ...

فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی... وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟ درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟ ...

۲۶ اردیبهشت 1398
12K
تو ویران می‌کنی غم را قفس بشکن، پرم پرواز می‌خواهد لبم ذوقی غزل‌پرداز می‌خواهد دلم در این سکوت یخ! صدای زخمه‌ی شهناز می‌خواهد... ‌ #علیرضا_آذر پ.ن: جهانم با جهانت گفته‌ها دارد...

تو ویران می‌کنی غم را قفس بشکن، پرم پرواز می‌خواهد لبم ذوقی غزل‌پرداز می‌خواهد دلم در این سکوت یخ! صدای زخمه‌ی شهناز می‌خواهد... ‌ #علیرضا_آذر پ.ن: جهانم با جهانت گفته‌ها دارد...

۲۴ اردیبهشت 1398
13K
http://www.slac.ir/?app=content&catid=27&itemid=115 There are shadows in my dreams سایه های تاریکی در خواب های من هستند Storms that send me out to reach طوفان هایی که منو به دوردست ها هدایت میکنن And you just wait ...

http://www.slac.ir/?app=con... There are shadows in my dreams سایه های تاریکی در خواب های من هستند Storms that send me out to reach طوفان هایی که منو به دوردست ها هدایت میکنن And you just wait on my defeat و تو در انتظار شکست من نشسته‌ای So I built an army ...

۶ اردیبهشت 1398
46K
I’m fallin’ In all the good times I find myself longin’ for change And in the bad times, I fear myself #shallow

I’m fallin’ In all the good times I find myself longin’ for change And in the bad times, I fear myself #shallow

۲ اردیبهشت 1398
8K
but its too late to think of the value of my life

but its too late to think of the value of my life

۱ اردیبهشت 1398
8K
می گوید این همه اذیتت کردم، باز رهایم نکردی؟ گفتم یکبار دیر به مدرسه رسیدم. هیچ کس در حیاط نبود. آقای ناظم به سمتم آمد و ترکه اش را بالا گرفت. بعد با ابرو اشاره ...

می گوید این همه اذیتت کردم، باز رهایم نکردی؟ گفتم یکبار دیر به مدرسه رسیدم. هیچ کس در حیاط نبود. آقای ناظم به سمتم آمد و ترکه اش را بالا گرفت. بعد با ابرو اشاره کرد که دستم را جلو بیاورم. ترکه‌ی اول، ترکه‌ی دوم، ترکه‌ی سوم... گریه ام گرفت... ...

۳۱ فروردین 1398
9K
گوش کنیدش.متنش عالیه

گوش کنیدش.متنش عالیه

۲۹ فروردین 1398
9K
اسکارلت، من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته، همان است که ...

اسکارلت، من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته، همان است که اول داشته‌ام. آنچه که شکست، شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود ...

۲۷ فروردین 1398
8K