fawtiii

fati._.lov

رمان عشق ممنوع جذاب من🤗
به قلم بهار..

دختر خرداد🤗
نوه بهار🤗
19AWZ🤗

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part150 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 وارد آشپزخونه شدم که دیدم الهام داره سالاد درست میکنه سرش پایینه و فس فس میکنه اولش فکر کردم داره گریه ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part150 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 وارد آشپزخونه شدم که دیدم الهام داره سالاد درست میکنه سرش پایینه و فس فس میکنه اولش فکر کردم داره گریه میکنه رفتم سمتش دقت که کردم دیدم داره پیاز خورد میکنه سرشو آورد بالا با ...

۲۴ بهمن 1398
69K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part149 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 ساتیار ک خوابید از اتاق بیرون رفتم و روی کاناپه جلوی تی وی ولو شدم،مشغول دیدن فوتبال بودم که ارمیا کنارم ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part149 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 ساتیار ک خوابید از اتاق بیرون رفتم و روی کاناپه جلوی تی وی ولو شدم،مشغول دیدن فوتبال بودم که ارمیا کنارم نشست.روی شونم زد و گفت +چه خبر؟چندوقته روبه راه نیستی نیشخندی زدمو خیره به تلویزیون ...

۲۴ بهمن 1398
42K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part148 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 _چیکار کنم بچه؟بین مینا و زندگی با مادرت گیر کردم،ینی با رفتار مینا دیگه حق انتخابی برام نمونده.از ادعای ازدواج اجباری ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part148 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 _چیکار کنم بچه؟بین مینا و زندگی با مادرت گیر کردم،ینی با رفتار مینا دیگه حق انتخابی برام نمونده.از ادعای ازدواج اجباری رسیده به عشق بازی تو بیمارستان ساکت زل زده بود تو چشمام و طوری نگاهم ...

۲۴ بهمن 1398
31K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part147 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 سپهر خسته وارد خونه شدم و کتمو روی تخت انداختم،دکمه های لباسمو باز کردمو خواستم به طرف حموم برم که با ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part147 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 سپهر خسته وارد خونه شدم و کتمو روی تخت انداختم،دکمه های لباسمو باز کردمو خواستم به طرف حموم برم که با صدای ارمیا پووفی کشیدم.متوجه اینجا بودنش نشده بودم...لباسمو عوض کردم و موهامو با دست مرتب ...

۲۴ بهمن 1398
63K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part146 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 بعد از خوردن ناهار و ی حموم حسابی حاضر شدم و راهی بیمارستان شدم،تو پارکینگ چشمم به ارمیا افتاد که به ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part146 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 بعد از خوردن ناهار و ی حموم حسابی حاضر شدم و راهی بیمارستان شدم،تو پارکینگ چشمم به ارمیا افتاد که به دیوار تکیه داده بود و سیگار میکشید...نگاهم و ک حس کرد سرشو بلند کرد،نیشخندی زد ...

۲۴ بهمن 1398
42K
هر دکتر دیگه بود میگفت من کردم ولی من نمیگم من کردم میگم خدا کرده😹 😹 😹 😹 دیالوگ بیاد ماندنی فیلم رحمان۱۴۰۰😹

هر دکتر دیگه بود میگفت من کردم ولی من نمیگم من کردم میگم خدا کرده😹 😹 😹 😹 دیالوگ بیاد ماندنی فیلم رحمان۱۴۰۰😹

۲۲ بهمن 1398
15K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part130 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 قبل ازین که حرفی بزنم سرشو جلو آورد و لبامو قفل کردم.به خودم که اومدم دستمو دور گردنش حلقه کردم و ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part130 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 قبل ازین که حرفی بزنم سرشو جلو آورد و لبامو قفل کردم.به خودم که اومدم دستمو دور گردنش حلقه کردم و بیشتر خودمو چسبوندم بهش. زیر چونمو بوسید و سرشو تو گردنمو برد و نفسشو فوت ...

۲۱ بهمن 1398
53K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part129 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 تو بخش بودم،کارام تموم شده بود و حسابی حوصلم سررفته.مهردادم اتاق عمل بود.4بار رفتم چک کردم ببینم عملش تموم شده یا ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part129 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 تو بخش بودم،کارام تموم شده بود و حسابی حوصلم سررفته.مهردادم اتاق عمل بود.4بار رفتم چک کردم ببینم عملش تموم شده یا نه که هربار دست از پا درازتر برگشتم... بلند شدم و رفتم توی اتاقش،حداقل اینجا ...

۲۱ بهمن 1398
41K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part128 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 تو ماشین هیچکدوم حرفی نزدیم و صدای آهنگ فضا رو پر کرده بود،کنار رستوران شیکی نگه داشت... دنج ترین میز و ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part128 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 تو ماشین هیچکدوم حرفی نزدیم و صدای آهنگ فضا رو پر کرده بود،کنار رستوران شیکی نگه داشت... دنج ترین میز و انتخاب کردیم،زیر نگاه مهرداد معذب شده بودم،داشتم اطراف و نگاه میکردم که با صداش به ...

۲۱ بهمن 1398
61K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part127 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 با حس نوازش موهام غلتی زدمو چشمامو باز کردم،مهرداد روی تخت نشسته بود و با موهام بازی میکرد...خیره شدم بهش، به ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part127 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 با حس نوازش موهام غلتی زدمو چشمامو باز کردم،مهرداد روی تخت نشسته بود و با موهام بازی میکرد...خیره شدم بهش، به این فکر کردم که برعکس سپهر بیشتر اوقات جدی بود و خیلی کم لبخندشو دیده ...

۲۱ بهمن 1398
43K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part126 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 سرشو خم کرد و با چشمای گربه ایش زل زد بهم،زیرلب گفت +نمی‌خوای ترک کنی این عادتتو؟ خندیدم و نچی گفتم،دهنمو ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part126 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 سرشو خم کرد و با چشمای گربه ایش زل زد بهم،زیرلب گفت +نمی‌خوای ترک کنی این عادتتو؟ خندیدم و نچی گفتم،دهنمو باز کردم که درباره بیمارستان رفتنش بپرسم.سرشو جلو آورد و بدون اینکه بهم فرصت بده ...

۲۱ بهمن 1398
46K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part125 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 صبح که بیدار شدم جای خالی مهرداد حسابی توی ذوقم زد،توی آشپزخونه رفتم که متوجه یادداشتش روی میز شدم +من میرم ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part125 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 صبح که بیدار شدم جای خالی مهرداد حسابی توی ذوقم زد،توی آشپزخونه رفتم که متوجه یادداشتش روی میز شدم +من میرم بیرون خرید کنم،استراحت کن تا بیام عزیزم نفسم حبس شدمو با خیال راحت بیرون فرستادم ...

۲۱ بهمن 1398
43K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part123 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 دستمو به مردونگی برآمدش رسوندم حسابی بزرگ و کلفت شده بود،شورتشو درآوردم مردونگی بزرگش جلوی صورتم بود،تو دستم گرفتمش.. تمام رگاش ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part123 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 دستمو به مردونگی برآمدش رسوندم حسابی بزرگ و کلفت شده بود،شورتشو درآوردم مردونگی بزرگش جلوی صورتم بود،تو دستم گرفتمش.. تمام رگاش زده بود بیرون و برجسته شده بود دهنم از بزرگی و کلفتیش آب افتاد با ...

۲۱ بهمن 1398
29K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part124 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 تا نصفه توی ک*صم بود که یهو با فشار همشو فرستاد داخلم، از لذت و درد جیغی کشیدم و ناخنامو تو ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part124 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 تا نصفه توی ک*صم بود که یهو با فشار همشو فرستاد داخلم، از لذت و درد جیغی کشیدم و ناخنامو تو بازوهاش فرو کردم مکثی کرد و منتظر شد که به کلفتیش عادت کنم، شروع کرد ...

۲۱ بهمن 1398
32K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part122 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 سرشو برد سمت سینه چپم و لیسی بهش زد, بعد از بوسه های ریزش سرشو بیشتر به سینم فشار داد و ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part122 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 سرشو برد سمت سینه چپم و لیسی بهش زد, بعد از بوسه های ریزش سرشو بیشتر به سینم فشار داد و تا جایی که میشد سینمو تو دهنش کشید، انقدر محکم و عمیق میک میزد که ...

۲۱ بهمن 1398
33K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part121 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 به خونه که رسیدیم مهرداد خودشو پرت کرد رو مبل ساعدشو گذاشت رو پیشونیش و چشاشو بست.فکر کردم ناراحته و میخواد ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part121 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 به خونه که رسیدیم مهرداد خودشو پرت کرد رو مبل ساعدشو گذاشت رو پیشونیش و چشاشو بست.فکر کردم ناراحته و میخواد امشب همونجا بخوابه.... بدون حرف آروم به سمت اتاقمون قدم برداشتم،پشت به در لباسمو در ...

۲۱ بهمن 1398
32K
ده پارت هم اخر شب میزارم دوستان😊 👐

ده پارت هم اخر شب میزارم دوستان😊 👐

۲۱ بهمن 1398
15K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part120 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 ساعتشو نگاه کرد و گفت +دستشویی رفتنت 4دقیقه طول کشید خندیدم و زیرگوشش گفتم _برم یک مین دیگه بیام؟ زیرلب لازم ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part120 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 ساعتشو نگاه کرد و گفت +دستشویی رفتنت 4دقیقه طول کشید خندیدم و زیرگوشش گفتم _برم یک مین دیگه بیام؟ زیرلب لازم نکرده ای گفت و بازم مشغول صحبت با همکاراش شد. بعد از اتفاقای معمولی که ...

۲۱ بهمن 1398
33K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part119 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 بلند شدم که برم دستشویی و ارایشمو چک کنم که دست سپهر روی پام نشست،حرفشو قطع کرد و برگشت طرفم.توجه همکاراش ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part119 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 بلند شدم که برم دستشویی و ارایشمو چک کنم که دست سپهر روی پام نشست،حرفشو قطع کرد و برگشت طرفم.توجه همکاراش بهمون بود بخاطر همین با لحن آرومی گفت +کجا عزیزم؟ با استرس لبخند زدم و ...

۲۱ بهمن 1398
48K
#عشق_ممنوع_جذاب_من #part118 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 بعد از ی ربع رسیدیم به خونه سپهر... واارد خونه ک شدیم نگاه زیرچشمی خیلیا رو حس میکردم،دستمو محکم تر دور ...

#عشق_ممنوع_جذاب_من #part118 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 💫 💛 بعد از ی ربع رسیدیم به خونه سپهر... واارد خونه ک شدیم نگاه زیرچشمی خیلیا رو حس میکردم،دستمو محکم تر دور بازوی مهرداد حلقه کردم و بهش نزدیک شدم. سپهر و الهام جلو اومدن،ساتیار تو بغل ...

۲۱ بهمن 1398
41K