neda

eytanrm

ورود به ویسگون دی ماه 93
دانشجوی مقطع دکتری ,دهه شصتی

دلم تنگ است برای کسی که نمی شود او را خواست نمیشود او را داشت فقط می شود سخت برای او دلتنگ شد ودر حسرت آعوشش سوخت دلم خوش نیس و غمگینم کسی شاید نمیفهمد ...

دلم تنگ است برای کسی که نمی شود او را خواست نمیشود او را داشت فقط می شود سخت برای او دلتنگ شد ودر حسرت آعوشش سوخت دلم خوش نیس و غمگینم کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمی گیرد مرا از دست تنهایی...... تو میخوانی فقط .... زیر لب اهسته ...

۶ بهمن 1398
16K
می شود بغلم کنی؟؟؟ محکم از آن هایی که سرم چفت شود روی قلبت و حتی هوا بینمان نباشد می شود بغلم کنی ؟؟؟؟؟ دلم تنگ است برای بوی تنت برای دستانت که دورم گرد ...

می شود بغلم کنی؟؟؟ محکم از آن هایی که سرم چفت شود روی قلبت و حتی هوا بینمان نباشد می شود بغلم کنی ؟؟؟؟؟ دلم تنگ است برای بوی تنت برای دستانت که دورم گرد شود برای حس امنیتی که آغوشت دارد می شود بغلم کنی ؟؟؟؟ هیچ نگویی فقط ...

۵ بهمن 1398
16K
آمدی چه مهربان آمدی و چه عاشقانه با همان لبخند همیشگی مثل باران آمدی باریدی بر کویر خشک دلم میدانی که بی جان بودم بی مهربانی هایت سیرابم کردی مثل بهار آمدی سبد سبد طراوت ...

آمدی چه مهربان آمدی و چه عاشقانه با همان لبخند همیشگی مثل باران آمدی باریدی بر کویر خشک دلم میدانی که بی جان بودم بی مهربانی هایت سیرابم کردی مثل بهار آمدی سبد سبد طراوت و نشاط میهمان لحظه های کوتاه دیدارمان شد این دل بی قرار لحظه های بی ...

۴ بهمن 1398
22K
رنگین کمانی شده است این دل مبهوت گشته است هر برگ دفتر دلم را بار ها و بارها می خوانم به نامی جز تو نمی رسم نام زیبایت رنگ از رخ واژه هایم می برد! ...

رنگین کمانی شده است این دل مبهوت گشته است هر برگ دفتر دلم را بار ها و بارها می خوانم به نامی جز تو نمی رسم نام زیبایت رنگ از رخ واژه هایم می برد! آری ... نوشته هایم هم در عشق نامت می سرایند ! حسودیم می شود به ...

۳ بهمن 1398
47K
خنده هایم را با تو تقسیم میکنم با تو که در کنارت غرق آرامشم و به گرمای وجودت دلخوشم و به احساس سرشارت می بالم دلبستگی به تو عادت نیست نیاز هم نیست یک سهم ...

خنده هایم را با تو تقسیم میکنم با تو که در کنارت غرق آرامشم و به گرمای وجودت دلخوشم و به احساس سرشارت می بالم دلبستگی به تو عادت نیست نیاز هم نیست یک سهم مسلم و بی تکرار برای این دل خسته و بی آلایش من است این روزها ...

۳ بهمن 1398
22K
باز از تو می نویسم باز هم قطره ای از دریای وجودم را در قالب کلمات بر روی صفحه می آورم همیشه حرفهایم را با زبان نگاه برایت می گفتم اما امشب می خواهم با ...

باز از تو می نویسم باز هم قطره ای از دریای وجودم را در قالب کلمات بر روی صفحه می آورم همیشه حرفهایم را با زبان نگاه برایت می گفتم اما امشب می خواهم با زبان قلمم برایت سخن ساز کنم امشب می خواهم برای بار دیگر به تو ثابت ...

۳ بهمن 1398
76K
عشق من نزدیک تر بیا بیا در آغوشم بیا تا از هر نگاه و گزندی محفوظ باشی نترس من همیشه با تو ام هیچ جا نمی روم هیچ جا نمی توانم بروم مگر میتوانم از ...

عشق من نزدیک تر بیا بیا در آغوشم بیا تا از هر نگاه و گزندی محفوظ باشی نترس من همیشه با تو ام هیچ جا نمی روم هیچ جا نمی توانم بروم مگر میتوانم از قلبم که تو در آن لانه کرده ای فاصله بگیرم مگر می شود یاد تو ...

۲ بهمن 1398
18K
بر می گردیم به رویاهای شیرین بر می گردیم به آن روزهای اشتیاق و شبهای انتظار به آن دوست داشتن های طولانی و به آن دوستت دارم گفتن های گاه و بیگاه... کم کم زنده ...

بر می گردیم به رویاهای شیرین بر می گردیم به آن روزهای اشتیاق و شبهای انتظار به آن دوست داشتن های طولانی و به آن دوستت دارم گفتن های گاه و بیگاه... کم کم زنده می شوم با عطر باران با عطر نفسهایت با عطر آمدنت در هجوم بی کسی ...

۱ بهمن 1398
37K
امشب تو باید اینجا باشی..با همان نگاه نمناک مهربان.باید بنشینی کنارم.سرم را روی سینه ات بگیری و بگویی:آرام باش..تمام شد.. باید باشی.باید اشکهایم را با دستهای گرم مردانه ات پاک کنی.زل بزنی توی چشمهای ورم ...

امشب تو باید اینجا باشی..با همان نگاه نمناک مهربان.باید بنشینی کنارم.سرم را روی سینه ات بگیری و بگویی:آرام باش..تمام شد.. باید باشی.باید اشکهایم را با دستهای گرم مردانه ات پاک کنی.زل بزنی توی چشمهای ورم کرده ام که دو روز است بی امان و‌یکریز باریده اند و زیرگوشم‌زمزمه کنی که ...

۳۰ دی 1398
87K