...

distgust

تو گه باید رشد کرد. تو باغ هر گهی رشد میکنه؛

سکوتِ آب می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛ سکوتِ گندم می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندانهٔ قحط؛ همچنان که سکوتِ آفتاب ظلمات است ــ اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان است. فریاد را تصویر کن! #احمد_شاملو

سکوتِ آب می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛ سکوتِ گندم می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندانهٔ قحط؛ همچنان که سکوتِ آفتاب ظلمات است ــ اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان است. فریاد را تصویر کن! #احمد_شاملو

۲ هفته پیش
3K
آدم هایی هستن توی زندگی، نه نزدیک، که گاهی حتی هزار فرسنگ دورتر، ولی انگار این آدم ها همیشه باید باشن، چسبیده به تو، چشم تو چشم با تو، همنفس با تو این آدم ها ...

آدم هایی هستن توی زندگی، نه نزدیک، که گاهی حتی هزار فرسنگ دورتر، ولی انگار این آدم ها همیشه باید باشن، چسبیده به تو، چشم تو چشم با تو، همنفس با تو این آدم ها انگار حق تو هستن، مال تو هستن و تو.. امروز برای من این نقش رو ...

۲ هفته پیش
7K
آنان را که در حال رقص بودند کسانی به دیوانگی متهم کردند که قادر به شنیدنِ صدای موسیقی نبودند. #فریدریش_نیچه

آنان را که در حال رقص بودند کسانی به دیوانگی متهم کردند که قادر به شنیدنِ صدای موسیقی نبودند. #فریدریش_نیچه

۳ هفته پیش
4K
سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال نگهی گمشده در پرده رویایی دور پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال چه ره آورد سفر دارم ؟! ای مایه عمر... #فروغ_فرخزاد

سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال نگهی گمشده در پرده رویایی دور پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال چه ره آورد سفر دارم ؟! ای مایه عمر... #فروغ_فرخزاد

۴ هفته پیش
1K
من عاشقش بودم‌... به خانه ی ما که می‌آمدند، حالم عوض می‌شد. یادم هست یکبار مدادرنگیِ بیست و چهار رنگی را که دوستِ پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آورده‌ بود نویِ نو نگه داشتم ...

من عاشقش بودم‌... به خانه ی ما که می‌آمدند، حالم عوض می‌شد. یادم هست یکبار مدادرنگیِ بیست و چهار رنگی را که دوستِ پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آورده‌ بود نویِ نو نگه داشتم تا عید، که اینها آمدند و هدیه کردم به او... که جا گذاشت و برگشت ...

۴ هفته پیش
1K
‍من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم، که از تراکم اندیشه های پَست تهی باشد.... #فروغ_فرخزاد

‍من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم، که از تراکم اندیشه های پَست تهی باشد.... #فروغ_فرخزاد

۴ هفته پیش
3K
یه‌جای کار میلنگه شاید هرکاری میکنم به هرچیزی دست میزنم به هرکسی نزدیک میشم درنهایت خوشحال نیستم انگار یه‌چیزی در من مانعِ خوشحالیِ حقیقی میشه یه‌جای کار میلنگه شاید...

یه‌جای کار میلنگه شاید هرکاری میکنم به هرچیزی دست میزنم به هرکسی نزدیک میشم درنهایت خوشحال نیستم انگار یه‌چیزی در من مانعِ خوشحالیِ حقیقی میشه یه‌جای کار میلنگه شاید...

۱۷ آذر 1398
319
می رهم از خویش و می مانم ز خویش هر چه بر جا مانده ویران میشود روح من چون بادبان قایقی در افقها دور و پنهان میشود #فروغ_فرخزاد

می رهم از خویش و می مانم ز خویش هر چه بر جا مانده ویران میشود روح من چون بادبان قایقی در افقها دور و پنهان میشود #فروغ_فرخزاد

۱۶ آذر 1398
336
بابا لنگ دراز عزیزم: بعضی آدم ها را نمیشود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها ... اصلا ...

بابا لنگ دراز عزیزم: بعضی آدم ها را نمیشود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها ... اصلا به آخرش فکر نمی کنی آنها برای اینند که دوستشان بداری! آن هم نه دوست ...

۱۶ آذر 1398
341
خوبی زندگی به دستورالعمل نداشتنِشه . خوبیش اینه که خودت باید فکر کنی چی بخوای چی نخوای، کجا بِری کجا نری، چی بگی چی ‌نگی . باید به تمام جزئیاتش فکر کنی. باید ببینی . ...

خوبی زندگی به دستورالعمل نداشتنِشه . خوبیش اینه که خودت باید فکر کنی چی بخوای چی نخوای، کجا بِری کجا نری، چی بگی چی ‌نگی . باید به تمام جزئیاتش فکر کنی. باید ببینی . مثلا یهو نگاه کنی به آسمون بگی عِه بارون بریم خودمون رو آب بدیم . ...

۱۴ آذر 1398
1K
تو، نه دوری تا انتظارت کشم و نه نزدیکی، تا دیدارت کنم نه از آنِ منی، تا قلبم آرام گیرد و نه محروم از توام تا فراموشت کنم تو در میانه‌ی همه چیزی... #محمود_درویش

تو، نه دوری تا انتظارت کشم و نه نزدیکی، تا دیدارت کنم نه از آنِ منی، تا قلبم آرام گیرد و نه محروم از توام تا فراموشت کنم تو در میانه‌ی همه چیزی... #محمود_درویش

۱۰ آذر 1398
329
عمری چکش برداشتم و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم اکنون میفهمم که هم چکش خودم بودم، هم میخ و هم سنگ ! #فرانتس_کافکا

عمری چکش برداشتم و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم اکنون میفهمم که هم چکش خودم بودم، هم میخ و هم سنگ ! #فرانتس_کافکا

۹ آذر 1398
317
مگر چند بار به دنیا آمده‌ایم ‏که این همه می‌میریم؟ #گروس #عبدالملکیان

مگر چند بار به دنیا آمده‌ایم ‏که این همه می‌میریم؟ #گروس #عبدالملکیان

۷ آذر 1398
337
نجات دهنده در گور خفته است، و خاک، خاک پذیرنده اشارتی‌ست به آرامش... #فروغ_فرخزاد

نجات دهنده در گور خفته است، و خاک، خاک پذیرنده اشارتی‌ست به آرامش... #فروغ_فرخزاد

۵ آذر 1398
277
میخوام بهت بگم، تو سختیا و غم و غصه ها هم میشه خوب زندگی کرد، اما بعضی وقتا این دل لامصب، دوست داره غم باد بگیره، بره بشینه کنج اتاق، هی به سقف نگاه کنه، ...

میخوام بهت بگم، تو سختیا و غم و غصه ها هم میشه خوب زندگی کرد، اما بعضی وقتا این دل لامصب، دوست داره غم باد بگیره، بره بشینه کنج اتاق، هی به سقف نگاه کنه، تو میفهمی دردش چیه؟

۳ آذر 1398
283
تو خالق خودتی... =)

تو خالق خودتی... =)

۲ آذر 1398
263
زندگیم پر شده از کتابایی که نخوندم سفرایی که نرفتم آدمایی که ندیدم شبایی که نخوابیدم کتابای نصفه و نیمه رویاهای نصفه و نیمه آدمای نصفه و نیمه مَنِ نصفه نیمه...

زندگیم پر شده از کتابایی که نخوندم سفرایی که نرفتم آدمایی که ندیدم شبایی که نخوابیدم کتابای نصفه و نیمه رویاهای نصفه و نیمه آدمای نصفه و نیمه مَنِ نصفه نیمه...

۳۰ آبان 1398
404
۲۱ آبان 1398
261
مانده ام خیره به راه نه مرا پای گریز نه مرا تاب نگاه .... #فریدون‌_مشیری

مانده ام خیره به راه نه مرا پای گریز نه مرا تاب نگاه .... #فریدون‌_مشیری

۱۹ آبان 1398
272
ببار ای بارون ببار با دلُم گریه کن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار ...

ببار ای بارون ببار با دلُم گریه کن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار به سرخی لبای ...

۱۶ آبان 1398
282