سلیمانی فقط یک فرد نیست یک تفکر است یک اعتقاد است درختی است که از لحظه ای که خون سردار سلیمانی آن را آبیاری کرد در حال رشد و ریشه دواندن در جهان است #سردار_حاج_قاسم_سلیمانی

سلیمانی فقط یک فرد نیست یک تفکر است یک اعتقاد است درختی است که از لحظه ای که خون سردار سلیمانی آن را آبیاری کرد در حال رشد و ریشه دواندن در جهان است #سردار_حاج_قاسم_سلیمانی

بین خودمان بماند سردار ولی خبر شهادتت چه بی مقدمه قلبم را فشرد چه بی مقدمه عرق سرد روی بدن نشاند چه بی مقدمه اشکمان را جاری کرد و حالا بعدازتو … کاش بعد از ...

بین خودمان بماند سردار ولی خبر شهادتت چه بی مقدمه قلبم را فشرد چه بی مقدمه عرق سرد روی بدن نشاند چه بی مقدمه اشکمان را جاری کرد و حالا بعدازتو … کاش بعد از تو علی تنها نماند #شهادتت_مبارک_سردار

نمی دانم چرا خیال میکردم هیچ وقت شهید نمیشود! #سردار_سلیمانی #حاج_قاسم_سلیمانی

نمی دانم چرا خیال میکردم هیچ وقت شهید نمیشود! #سردار_سلیمانی #حاج_قاسم_سلیمانی

خسته شده ام… خسته از ندیدنت،از اینکه در اغوشت نیستم،از دلتنگی های بی وقفه ام…! خسته شده ام از تو…! از تویی که فقط می توانم رویایت را داشته باشم…. رویا و خیال هم دیگر ...

خسته شده ام… خسته از ندیدنت،از اینکه در اغوشت نیستم،از دلتنگی های بی وقفه ام…! خسته شده ام از تو…! از تویی که فقط می توانم رویایت را داشته باشم…. رویا و خیال هم دیگر جوابگو نیستند…! باید خودت باشی،باید بیایی و بمانی،باید…!! اما تمام این بایدها در خیال من ...

پاییز جان دیگر بس است لطفا زودتر برو که حال دل من بدجور بارانیست تعریفت را زیاد شنیده بودم قرار بود فصلت، فصل عاشقی باشد قرار بود برگ های زردت بهانه ای باشد برای قدم ...

پاییز جان دیگر بس است لطفا زودتر برو که حال دل من بدجور بارانیست تعریفت را زیاد شنیده بودم قرار بود فصلت، فصل عاشقی باشد قرار بود برگ های زردت بهانه ای باشد برای قدم زدنمان قرار بود با آمدن مهرت، مهرش زیاد شود قرار بود در آبانت، زیر باران ...

می‌بینی چه شب ساکتی است؟ انگار هیچکس در دنیا نیست! یا شاید، من در دنیای هیچکس نیستم… #ایگور_استراوینسکی

می‌بینی چه شب ساکتی است؟ انگار هیچکس در دنیا نیست! یا شاید، من در دنیای هیچکس نیستم… #ایگور_استراوینسکی

عشق را در پسِ غرورهای بی خودمان پنهان کرده ایم و فریادِ بی تفاوتی سر میدهیم ولی دلِ بیچاره مان “دوستت دارم” را زار می زند ! نگاهِ مان را پنهان میکنیم اشک های همدیگر ...

عشق را در پسِ غرورهای بی خودمان پنهان کرده ایم و فریادِ بی تفاوتی سر میدهیم ولی دلِ بیچاره مان “دوستت دارم” را زار می زند ! نگاهِ مان را پنهان میکنیم اشک های همدیگر را نادیده میگیریم و به هرجان کندنی که است نقاب لبخند دروغیِ مان را دو ...

اول آشنایی برای به دست آوردن همدیگر سر و دست میشکنیم جوری خودنمایی خواهیم کرد که کامل در دل طرف مقابلمان جا باز کنیم اما امان از آن روزی که مطمئن شویم و خیالمان راحت ...

اول آشنایی برای به دست آوردن همدیگر سر و دست میشکنیم جوری خودنمایی خواهیم کرد که کامل در دل طرف مقابلمان جا باز کنیم اما امان از آن روزی که مطمئن شویم و خیالمان راحت شود که دیگر در دلش جا خوش کرده ایم چنان رنگ عوض خواهیم کرد که ...

دلخوشی ها کم نیست آدمهای دورُ برم هم کم نیستند می آیند لبخندی روی لبم مینشانند و میروند ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است … … نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد ...

دلخوشی ها کم نیست آدمهای دورُ برم هم کم نیستند می آیند لبخندی روی لبم مینشانند و میروند ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است … … نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد … نمیدانم تو هم دلتنگی یا نه میدانم که میخوانی و میدانم که نمیدانی چقدر ...

ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه میگذرد… که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی ...

ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه میگذرد… که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد….و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و ...

خدایــا حال عجیــی دارم گاهی اشــــک میریـــزم گاهی تا میتوانــمـ میخندم گاهی سکوت میکـنم و گاهی در دنیـایه مسخره ی مجازی ام غرق میشوم خدایا میدانی ! من دیگر آدم سابق نخواهم شد نبودن ها ...

خدایــا حال عجیــی دارم گاهی اشــــک میریـــزم گاهی تا میتوانــمـ میخندم گاهی سکوت میکـنم و گاهی در دنیـایه مسخره ی مجازی ام غرق میشوم خدایا میدانی ! من دیگر آدم سابق نخواهم شد نبودن ها نابودم نکرده است رد پاهایشان دیوانه ام کرده خدایا کفــر نمیگویم اما کاش به زمین ...

پاییز جان؛ مهرت که به ما نرسید آبانت هم به غم گذشت دوست داری آذرت را چگونه ببارم ....؟ ! !

پاییز جان؛ مهرت که به ما نرسید آبانت هم به غم گذشت دوست داری آذرت را چگونه ببارم ....؟ ! !

ﺑﻌﺪ ﻣﺮگـــــــــــــــم … ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮمـ ؛ ﻧﻪ ﻧﺎمی ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ، ﻧﻪ ﻧﺸﻮﻧﯽ ! ﻓﻘﻂ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ڪسی ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ڪه ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍر ﺑﺎﺭ ﻣُﺮﺩﻩ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ … ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻗﺒﺮ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ...

ﺑﻌﺪ ﻣﺮگـــــــــــــــم … ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮمـ ؛ ﻧﻪ ﻧﺎمی ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ، ﻧﻪ ﻧﺸﻮﻧﯽ ! ﻓﻘﻂ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ڪسی ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ڪه ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍر ﺑﺎﺭ ﻣُﺮﺩﻩ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ … ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻗﺒﺮ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻧﯿﺴﺖ …! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﻪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ...

بیایید حواسمان باشد این همه دور و برمان را شلوغ آدمهایی که بیشتر از ارزششان بها دادیم و نفهمیدند نکنیم… این روزها هیچ دلی روبراه نیست فقط آزارت می دهند!

بیایید حواسمان باشد این همه دور و برمان را شلوغ آدمهایی که بیشتر از ارزششان بها دادیم و نفهمیدند نکنیم… این روزها هیچ دلی روبراه نیست فقط آزارت می دهند!

تمام امروز را فکر کردم و با خودم درگیر بودم تا نوشته ای ، شعری یا چیزی بنویسم که تازگی داشته باشد، حرف دل باشد، حقیقت داشته باشد و دیگران هم نگفته باشند… هیچ چیز ...

تمام امروز را فکر کردم و با خودم درگیر بودم تا نوشته ای ، شعری یا چیزی بنویسم که تازگی داشته باشد، حرف دل باشد، حقیقت داشته باشد و دیگران هم نگفته باشند… هیچ چیز ، هیچ چیز به ذهنم یک چنین خاصیتی نداشت جز همان مثنوی بی انتهایِ “دوست ...

نسل عجیبی هستیم.. خوبی و بدی حالمان دست همه است جز خودمان.. بلدیم ساعت ها زل بزنیم به گوشی موبایلمان و انتظار پیغامی را بکشیم که هیچ وقت قرار نیست به ما برسد…بلدیم جان خودمان ...

نسل عجیبی هستیم.. خوبی و بدی حالمان دست همه است جز خودمان.. بلدیم ساعت ها زل بزنیم به گوشی موبایلمان و انتظار پیغامی را بکشیم که هیچ وقت قرار نیست به ما برسد…بلدیم جان خودمان را به لبمان برسانیم و از عکس نوشته های پروفایل کسی هزار هزار برداشت شخصی ...

“جمعه”ها باید یک قلم برداشت آغشته کرد به تمامِ رنگهای پر از امید پر از دوست داشتن و کشید روی هفته ای که برای خودمان خواسته یا نا خواسته، “سیاه و سفید” کردیم “جمعه” ها ...

“جمعه”ها باید یک قلم برداشت آغشته کرد به تمامِ رنگهای پر از امید پر از دوست داشتن و کشید روی هفته ای که برای خودمان خواسته یا نا خواسته، “سیاه و سفید” کردیم “جمعه” ها را باید رنگی سر کرد رنگ دوست داشتن رنگِ امید رنگِ زندگی رنگِ خانواده پاک ...

تردید را کنار بگذار دو دل نباش! این که از من بُگذری و بَروی هیچ چیز بهتر نخواهد شد! هوا را ببین ! ابری است ، میروی باران میگیرد خیس میشوی راه هم که آشنا ...

تردید را کنار بگذار دو دل نباش! این که از من بُگذری و بَروی هیچ چیز بهتر نخواهد شد! هوا را ببین ! ابری است ، میروی باران میگیرد خیس میشوی راه هم که آشنا نیست و مقصدت نامشخص! زبانم لال میانه ی مسیر غریبه ای نگاهش زوم تو میشود ...

لحظه هایی هستند که هستیم چه تنها، چه در جمع اما خودمان نیستیم انگار روحمان می رود همانجا که می خواهد بی صدا … بی هیاهو … همان لحظه هایی که راننده آژانس میگوید رسیدیم ...

لحظه هایی هستند که هستیم چه تنها، چه در جمع اما خودمان نیستیم انگار روحمان می رود همانجا که می خواهد بی صدا … بی هیاهو … همان لحظه هایی که راننده آژانس میگوید رسیدیم فروشنده میگوید باقی پول را نمیخواهی؟ راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی؟ و ...

برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه برایش روزه بگیری یا نه فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی اما اینها برای من و تو فرق می کند… و این ...

برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه برایش روزه بگیری یا نه فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی اما اینها برای من و تو فرق می کند… و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم ، من ...