پری!

ROMAN.PARDIS

شده در اوج جوانی باهمین ظاهر شاد ؛
تا گلو پیر کسی باشی‌و قسمت نشود ؟
.
.
.
.
#نیمچه_نویسنده
#Guitarist
#پلدختر

رو به روی آینه ایستاده و موهای خوش‌حالتش رو مرتب میکنه . تا میبینه نگاش میکنم از توی آینه یه چشمک تحویلم میده .. فقط بهش خیره شدم .. حتی لبخندش رو جواب نمیدم ! ...

رو به روی آینه ایستاده و موهای خوش‌حالتش رو مرتب میکنه . تا میبینه نگاش میکنم از توی آینه یه چشمک تحویلم میده .. فقط بهش خیره شدم .. حتی لبخندش رو جواب نمیدم ! چشم از آینه میگیره و به طرفم برمیگرده.درحالی که به میزآرایش تکیه داده میگه : ...

۱ هفته پیش
6K
اینکه میگن

اینکه میگن "هرکه عاشق شد ، معلم میشود " واقعیته! عزیزدل منم عاشق کارش بود .. عاشق بچه‌هایی که باهاشون سرو کله میزد .. میگفت وقتی بچه ها سر امتحان هنگ کردن و آروم ته مدادشون رو میجون ، با اینکه عصبانی ام ولی نمیتونم خندمو کنترل کنم .. میگفت ...

۲ هفته پیش
23K
من هرگز بلد نیستم معشوقه ی خوبی باشم چون معشوقه های خوب مدام ناخن هایشان را سوهان میکشند و با لاک های رنگی تزئینشان میکنند ، حواسشان به پوست دستشان هست که مبادا زبر باشد ...

من هرگز بلد نیستم معشوقه ی خوبی باشم چون معشوقه های خوب مدام ناخن هایشان را سوهان میکشند و با لاک های رنگی تزئینشان میکنند ، حواسشان به پوست دستشان هست که مبادا زبر باشد و خشک من اما ناخن های یکی درمیان کوتاه و بلندم را هرگز سوهان نمیکشم، ...

۲ هفته پیش
7K
پلدخترم ، زادگاهم ، آرامگاهم ، خانه ام ، خاطراتم! نابود شد... آخ از این تلخی ، آه از این درد و ننگ بر این داغ! . . #تلخ #سیل #سیلاب #ویرانی #پلدختر #چم_مهر

پلدخترم ، زادگاهم ، آرامگاهم ، خانه ام ، خاطراتم! نابود شد... آخ از این تلخی ، آه از این درد و ننگ بر این داغ! . . #تلخ #سیل #سیلاب #ویرانی #پلدختر #چم_مهر

۲۵ فروردین 1398
12K
برای یک لحظه تپش قلبم را حس نکردم ! خودت بودی ؛ خودِ خودت ...! ایستادم .. نظاره گر شدم جذابیتت را . جذابیتی که با دست و دلبازی نثار هر نگاهی میکردی ... کنار ...

برای یک لحظه تپش قلبم را حس نکردم ! خودت بودی ؛ خودِ خودت ...! ایستادم .. نظاره گر شدم جذابیتت را . جذابیتی که با دست و دلبازی نثار هر نگاهی میکردی ... کنار زنی ایستاده ای و میخندی... از همان خنده هایی که دلم را برده بود! شانه ...

۲۵ فروردین 1398
10K
ما دخترها برایِ عاشقِ مَردی شدن نیازی بـه تیپُ چهره یِ فوق العـاده، قدِ بلنــدیا چالِ عمیقِ گونه، لبخندِ دلبـر و اخمِ جذاب نداریم... ما دختـرها برایِ عاشق شدن اصلا دنبالِ دلیل نمی گـردیم... بی ...

ما دخترها برایِ عاشقِ مَردی شدن نیازی بـه تیپُ چهره یِ فوق العـاده، قدِ بلنــدیا چالِ عمیقِ گونه، لبخندِ دلبـر و اخمِ جذاب نداریم... ما دختـرها برایِ عاشق شدن اصلا دنبالِ دلیل نمی گـردیم... بی هــوا یکی میاد تو دلمونُ موندگار میشه.... بدونِ این که در بزنه و مقدمه بچینـه ...

۱۸ اسفند 1397
6K
میدانی؟ من به همه ی زنهایِ این شهر مشکوکم آهسته از کنارم میگذرند جوری که انگار همین حالا از آغوشِ تو جدا شده اند رقیبانه لبخند میزنند و جای انگشتان تو را در میانِ موهایشان ...

میدانی؟ من به همه ی زنهایِ این شهر مشکوکم آهسته از کنارم میگذرند جوری که انگار همین حالا از آغوشِ تو جدا شده اند رقیبانه لبخند میزنند و جای انگشتان تو را در میانِ موهایشان جا به جا میکنند.. همین است که ناگهان با خودم و با تو لج میکنم ...

۳ بهمن 1397
10K
انقدر حض میکنم بانو صدایم میکنی .... یا که من را خاتون تمام قصه هایت میکنی .... دست در گیسوی من با شیطنت های لبت ... عشق را هم صحبت فنجان چایم میکنی! پ.ن: شعر ...

انقدر حض میکنم بانو صدایم میکنی .... یا که من را خاتون تمام قصه هایت میکنی .... دست در گیسوی من با شیطنت های لبت ... عشق را هم صحبت فنجان چایم میکنی! پ.ن: شعر پر از حسای خوب ِ:)❤ ولی خب شعر از من نیست چون خیلی حس خوبی ...

۱۷ دی 1397
12K
میدانی چه شد که نویسنده شدم ؟ تو رفته بودی ! من ماندمو دنیایی که خیس اشک بود! دنیایی که بدون تو برایم سراسر وحشت و ترس بود! باید میشکستم ، باید تمام فریاد ها ...

میدانی چه شد که نویسنده شدم ؟ تو رفته بودی ! من ماندمو دنیایی که خیس اشک بود! دنیایی که بدون تو برایم سراسر وحشت و ترس بود! باید میشکستم ، باید تمام فریاد ها را خفه میکردم باید سکوت میکردم ! تو مرا نخواسته بودی ، تو با نهایت ...

۲۹ آذر 1397
16K
سمبوسه ی داغ کنار خیابان سس قرمزِ بیرون زده از گوشه ی لب هایش نگاه نکاه _لبم سُسی شده؟ _اره _پاکش کن برام _بیار جلو لبتو _نه...با دستمال نه...سم بوسه! میفهمی؟..سم بوسه! بوسه ی گرم ...

سمبوسه ی داغ کنار خیابان سس قرمزِ بیرون زده از گوشه ی لب هایش نگاه نکاه _لبم سُسی شده؟ _اره _پاکش کن برام _بیار جلو لبتو _نه...با دستمال نه...سم بوسه! میفهمی؟..سم بوسه! بوسه ی گرم در پیاده رو سرد صدای مامور بی توجهی ما نزدیک آمدن مامور نگاه زیر چشمی ...

۲۶ آذر 1397
8K
وقتی میپرسی چرا از بین میلیون ها نفر عاشق تو شده ام ‌ دوست دارم فریاد بزنم رو به ‌همان میلیون ها نفر و به همه بگویم‌ من دلم را به موهای مشکی اش باخته ...

وقتی میپرسی چرا از بین میلیون ها نفر عاشق تو شده ام ‌ دوست دارم فریاد بزنم رو به ‌همان میلیون ها نفر و به همه بگویم‌ من دلم را به موهای مشکی اش باخته ام ... ‌به چشمهایش ‌به آن ابروهای کشیده اش.. ‌به چال روی گونه اش ‌به ...

۲۵ آذر 1397
6K
لطفا ‌‌بخونید🙏❤ خب دوستای عزیزم💕 بالاخره آخرین ورق دل من آسمانِ شب هم نگاشته شد و رها و امیرحسین باهاتون خداحافظی کردن ...☺ دل کندن از دل‌من‌آسمان‌شب واقعا برام سخته ... دوساله که علاوه برتایپش ...

لطفا ‌‌بخونید🙏❤ خب دوستای عزیزم💕 بالاخره آخرین ورق دل من آسمانِ شب هم نگاشته شد و رها و امیرحسین باهاتون خداحافظی کردن ...☺ دل کندن از دل‌من‌آسمان‌شب واقعا برام سخته ... دوساله که علاوه برتایپش دارم با شخصیت هاش زندگی میکنم . با غمشون غمگین شدم و با شادیشون شاد ...

۹ آذر 1397
10K
#پارت_آخر _ رها ....؟ _ جونم ... _ بهم نگاه کن ... از آغوشش خودم را بیرون میکشم و در چشم هایش زل میزنم . چشم هایش حالا همان برق همیشگی را داشت . همان ...

#پارت_آخر _ رها ....؟ _ جونم ... _ بهم نگاه کن ... از آغوشش خودم را بیرون میکشم و در چشم هایش زل میزنم . چشم هایش حالا همان برق همیشگی را داشت . همان برق شیطنت و شادی ، همان برقی که از ابتدا دل به آن باخته بودم ...

۹ آذر 1397
21K
#۱۵۱ لبخندی پر از آرامشی تحویلم میدهد اما چیزی از اضطراب درونم نمی کاهد ... رو به رویم مینشیند و عسلی چشمانش قفل چشمهایم میشود . _ امیر خیلی سعی کردم ازت پنهون کنم . ...

#۱۵۱ لبخندی پر از آرامشی تحویلم میدهد اما چیزی از اضطراب درونم نمی کاهد ... رو به رویم مینشیند و عسلی چشمانش قفل چشمهایم میشود . _ امیر خیلی سعی کردم ازت پنهون کنم . سعی کردم ازم متنفر بشی و از خودم دورت کنم . خیلی سعی کردم حتی ...

۷ آذر 1397
10K
#۱۴۹ حس خوبی در وجودم جریان پیدا میکند و لبخندم جان میگیرد . دستم را میان دست گرمش محکم میفشارد : _ رها هیچ چیز تغیر نکرده. . . هر اتفاقی هم که بیوفته من ...

#۱۴۹ حس خوبی در وجودم جریان پیدا میکند و لبخندم جان میگیرد . دستم را میان دست گرمش محکم میفشارد : _ رها هیچ چیز تغیر نکرده. . . هر اتفاقی هم که بیوفته من عاشقت میمونم ، خب؟؟ نگاهم از چشمان جذابش سر میخورد روی ماده بی رنگی که ...

۵ آذر 1397
6K
#ادامه #۱۴۸ بعد از رسیدن به خانه اولین چیزی که میبینم لبخند پر از آرامش بنفشه است . لبخندی میزنم که در آغوشم میکشد و میگوید: _ دیدی گفتم چیزی نیست؟؟ _ آره خداروشکر... امیر ...

#ادامه #۱۴۸ بعد از رسیدن به خانه اولین چیزی که میبینم لبخند پر از آرامش بنفشه است . لبخندی میزنم که در آغوشم میکشد و میگوید: _ دیدی گفتم چیزی نیست؟؟ _ آره خداروشکر... امیر در حالی که سروم را به دست دارد وارد میشود و در را با پا ...

۲ آذر 1397
10K
#۱۴۷ در با صدای بلند به هم کوبیده میشود و آهی میکشم . بنفشه میپرسد: _دورت بگردم من چی شدی توو؟؟؟ با عجز مینالم : _ بنفشه تو رو خدا بگو کاریم نداشته باشه . ...

#۱۴۷ در با صدای بلند به هم کوبیده میشود و آهی میکشم . بنفشه میپرسد: _دورت بگردم من چی شدی توو؟؟؟ با عجز مینالم : _ بنفشه تو رو خدا بگو کاریم نداشته باشه . بنفشه نمیخوام بیمارستان بیام .. _ چرا آخه ؟؟؟ مسموم شدی احتمالا ... لباساتو بپوش ...

۲ آذر 1397
7K
#۱۴۶ _ خیلی بی انصافیا... تو که اینهمه قشنگ شعر میخونی چرا تا حالا برای من نمی خوندی؟؟؟ برمیگردم و با دیدن امیرحسین شوکه می شوم.. دلم ضعف میرود برای ژست مردانه اش ، دست ...

#۱۴۶ _ خیلی بی انصافیا... تو که اینهمه قشنگ شعر میخونی چرا تا حالا برای من نمی خوندی؟؟؟ برمیگردم و با دیدن امیرحسین شوکه می شوم.. دلم ضعف میرود برای ژست مردانه اش ، دست در جیب کرده و نگاهم نمی کند.. به کتابی که از دستم افتاده و پخشِ ...

۳۰ آبان 1397
6K
#۱۴۵ _ دقیقا دارم بدترین روزای عمرومو تجربه میکنم . زیر لب زمزمه میکنم : _ و احتمالا آخراشو ... دست به موهایم میکشد : _ تصمیم نداری به امیر چیزی بگی ؟؟ نمیخوای بهت ...

#۱۴۵ _ دقیقا دارم بدترین روزای عمرومو تجربه میکنم . زیر لب زمزمه میکنم : _ و احتمالا آخراشو ... دست به موهایم میکشد : _ تصمیم نداری به امیر چیزی بگی ؟؟ نمیخوای بهت کمک کنه ؟ امروز ازم خواست بیام باهات حرف بزنم تا مشکلتو بهم بگی . ...

۲۷ آبان 1397
6K
#144 _ منظورت چیه ؟؟ _ ببین ... فک کن دو نفر که خیلی هم دیگرو دوست دارن ازدواج میکنن . بعد مثلا دختره بفهمه بچه دار نمیشن و مشکل از اونه ! خب یه ...

#144 _ منظورت چیه ؟؟ _ ببین ... فک کن دو نفر که خیلی هم دیگرو دوست دارن ازدواج میکنن . بعد مثلا دختره بفهمه بچه دار نمیشن و مشکل از اونه ! خب یه آدم عاقل مسلما مشکل رو با همسرش در میون میزاره تا باهم راه حلی پیدا ...

۲۵ آبان 1397
6K