خانواده فردین

خانواده فردین

نیوشا ضیغمی و همسرش

نیوشا ضیغمی و همسرش

خواهران اسکندری به همراه امین زندگانی و همسرش

خواهران اسکندری به همراه امین زندگانی و همسرش

محمدرضا گلزار و پگاه آهنگرانی

محمدرضا گلزار و پگاه آهنگرانی

سام درخشانی و همسرش

سام درخشانی و همسرش

شبنم قلی خانی و همسرش

شبنم قلی خانی و همسرش

یکتا ناصر و همسرش

یکتا ناصر و همسرش

محسن تنابنده

محسن تنابنده

روناک یونسی

روناک یونسی

رضا گلزار

رضا گلزار

نگارجواهریان و صابر ابر در نمایی از فیلم قندون جهیزیه واقعا فیلم قشنگیه من لذت بردم از دیدنش توصیه میکنم ببینید

نگارجواهریان و صابر ابر در نمایی از فیلم قندون جهیزیه واقعا فیلم قشنگیه من لذت بردم از دیدنش توصیه میکنم ببینید

بنیامین بهادری و همسرش

بنیامین بهادری و همسرش

هستی مهدوی

هستی مهدوی

برزو ارجمند و پسرش

برزو ارجمند و پسرش

عشق من هستن ایشون فدات بشم من مادری...

عشق من هستن ایشون فدات بشم من مادری...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_هفتم #چیستا_یثربی #قسمت_آخر_نسخه_اینستاگرامی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista خانواده ی هیستریک بیمار، تشنه ی پول و فرزند ذکور!!! حالم بد میشه... ماشین پلیس رسید، صوفی خبر داده بود؛ مادرش را در آغوش گرفت ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_هفتم #چیستا_یثربی #قسمت_آخر_نسخه_اینستاگرامی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista خانواده ی هیستریک بیمار، تشنه ی پول و فرزند ذکور!!! حالم بد میشه... ماشین پلیس رسید، صوفی خبر داده بود؛ مادرش را در آغوش گرفت و گریه کرد. به مازیار گفتم: با آرمیتا چیکار کردی؟ دیگه آخربازیه... بنال!... خنده کثیفی ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_ششم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista تا سه شمردم، درست توی صورتش زدم؛ فریادش هوا رفت؛ صوفی با عجله وارد شد؛ بم گفت: فرار کن، برو بیرون! دویدم... سر پله، داد زدم: ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_ششم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista تا سه شمردم، درست توی صورتش زدم؛ فریادش هوا رفت؛ صوفی با عجله وارد شد؛ بم گفت: فرار کن، برو بیرون! دویدم... سر پله، داد زدم: بدو چیستا بدو... اما صوفی را جا گذاشته بودم؛ اینبار دیگر نه، آرمیتا کافی بود؛ ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_پنجم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista و من فقط میدویدم تا به خانه و مادرم برسم و صدای آرمیتا را میشنیدم: آقا تو رو خدا هر کار میخوای بکن؛ سر منو توی ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_پنجم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista و من فقط میدویدم تا به خانه و مادرم برسم و صدای آرمیتا را میشنیدم: آقا تو رو خدا هر کار میخوای بکن؛ سر منو توی این آب نکن! و من به آرمیتا گفته بودم سوار ماشین آنها شویم. مادرم شیر ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_چهارم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista بوی نم بود؛ با بوی توتون... از پله ها بالا رفتیم؛ چقدر پله را آدم بالا برود به سر دنیا میرسد؟ اینجا سر دنیایش، یک اتاقک ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_چهارم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista بوی نم بود؛ با بوی توتون... از پله ها بالا رفتیم؛ چقدر پله را آدم بالا برود به سر دنیا میرسد؟ اینجا سر دنیایش، یک اتاقک حصیری بود؛ اتاقی با پرده های حصیر، آشنا بود؛ انگار آن را در خواب دیده ...