خانواده فردین

خانواده فردین

۱۳ تیر 1395
303
نیوشا ضیغمی و همسرش

نیوشا ضیغمی و همسرش

۱۳ تیر 1395
233
خواهران اسکندری به همراه امین زندگانی و همسرش

خواهران اسکندری به همراه امین زندگانی و همسرش

۱۳ تیر 1395
234
محمدرضا گلزار و پگاه آهنگرانی

محمدرضا گلزار و پگاه آهنگرانی

۱۳ تیر 1395
266
سام درخشانی و همسرش

سام درخشانی و همسرش

۱۳ تیر 1395
235
...

...

۱۳ تیر 1395
234
شبنم قلی خانی و همسرش

شبنم قلی خانی و همسرش

۲۹ اسفند 1394
246
یکتا ناصر و همسرش

یکتا ناصر و همسرش

۲۹ اسفند 1394
235
محسن تنابنده

محسن تنابنده

۲۹ اسفند 1394
231
روناک یونسی

روناک یونسی

۲۹ اسفند 1394
233
رضا گلزار

رضا گلزار

۲۹ اسفند 1394
238
نگارجواهریان و صابر ابر در نمایی از فیلم قندون جهیزیه واقعا فیلم قشنگیه من لذت بردم از دیدنش توصیه میکنم ببینید

نگارجواهریان و صابر ابر در نمایی از فیلم قندون جهیزیه واقعا فیلم قشنگیه من لذت بردم از دیدنش توصیه میکنم ببینید

۲۹ اسفند 1394
247
بنیامین بهادری و همسرش

بنیامین بهادری و همسرش

۲۹ اسفند 1394
235
هستی مهدوی

هستی مهدوی

۲۹ اسفند 1394
248
برزو ارجمند و پسرش

برزو ارجمند و پسرش

۲۹ اسفند 1394
235
عشق من هستن ایشون فدات بشم من مادری...

عشق من هستن ایشون فدات بشم من مادری...

۲۵ اسفند 1394
249
#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_هفتم #چیستا_یثربی #قسمت_آخر_نسخه_اینستاگرامی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista خانواده ی هیستریک بیمار، تشنه ی پول و فرزند ذکور!!! حالم بد میشه... ماشین پلیس رسید، صوفی خبر داده بود؛ مادرش را در آغوش گرفت ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_هفتم #چیستا_یثربی #قسمت_آخر_نسخه_اینستاگرامی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista خانواده ی هیستریک بیمار، تشنه ی پول و فرزند ذکور!!! حالم بد میشه... ماشین پلیس رسید، صوفی خبر داده بود؛ مادرش را در آغوش گرفت و گریه کرد. به مازیار گفتم: با آرمیتا چیکار کردی؟ دیگه آخربازیه... بنال!... خنده کثیفی ...

۱۱ اسفند 1394
253
#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_ششم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista تا سه شمردم، درست توی صورتش زدم؛ فریادش هوا رفت؛ صوفی با عجله وارد شد؛ بم گفت: فرار کن، برو بیرون! دویدم... سر پله، داد زدم: ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_ششم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista تا سه شمردم، درست توی صورتش زدم؛ فریادش هوا رفت؛ صوفی با عجله وارد شد؛ بم گفت: فرار کن، برو بیرون! دویدم... سر پله، داد زدم: بدو چیستا بدو... اما صوفی را جا گذاشته بودم؛ اینبار دیگر نه، آرمیتا کافی بود؛ ...

۱۱ اسفند 1394
255
#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_پنجم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista و من فقط میدویدم تا به خانه و مادرم برسم و صدای آرمیتا را میشنیدم: آقا تو رو خدا هر کار میخوای بکن؛ سر منو توی ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_پنجم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista و من فقط میدویدم تا به خانه و مادرم برسم و صدای آرمیتا را میشنیدم: آقا تو رو خدا هر کار میخوای بکن؛ سر منو توی این آب نکن! و من به آرمیتا گفته بودم سوار ماشین آنها شویم. مادرم شیر ...

۱۱ اسفند 1394
277
#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_چهارم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista بوی نم بود؛ با بوی توتون... از پله ها بالا رفتیم؛ چقدر پله را آدم بالا برود به سر دنیا میرسد؟ اینجا سر دنیایش، یک اتاقک ...

#شیداوصوفی #قسمت_هفتاد_و_چهارم #چیستایثربی برگرفته از اینستاگرام چیستا یثربی @yasrebi_chista بوی نم بود؛ با بوی توتون... از پله ها بالا رفتیم؛ چقدر پله را آدم بالا برود به سر دنیا میرسد؟ اینجا سر دنیایش، یک اتاقک حصیری بود؛ اتاقی با پرده های حصیر، آشنا بود؛ انگار آن را در خواب دیده ...

۱۱ اسفند 1394
246