cɦ e r cɦ ɨ l

Masih.1421

یه روانشناسی بود حرف خیلی قشنگی میزد، میگفت:
رفتار آدما انعکاس رنجایی هست که کشیدن.


https://wisgoon.com/pin/26798615/

https://harfeto.timefriend.net/582726308
ناشناس😪

#کپی_ممنوع ‏بابا ما دوست داریم حال دلمون خوب باشه ولی وقتی نگاه میکنیم و میبینیم تا چشم کار میکنه ناامیدیه به قول یارو گفتنی آروم آروم چینی نازک دل مام میشکنه، بعد آرزوهامون میشکنه، بعد ...

#کپی_ممنوع ‏بابا ما دوست داریم حال دلمون خوب باشه ولی وقتی نگاه میکنیم و میبینیم تا چشم کار میکنه ناامیدیه به قول یارو گفتنی آروم آروم چینی نازک دل مام میشکنه، بعد آرزوهامون میشکنه، بعد خودمون میشکنیم و در نهایتم تو تنهاییامون تموم میشیم میریم بدون اینکه کسی بفهمه

#کامنت یه شب سرد پاییزی بود... رفته بود نشسته بود رو پشت بوم!!! هرچی که التماس کردم بیاد پایین که سرما نخوره، حرف گوش نکرد... از خودش یه عکس برام فرستاد که پتو پیچیده بود ...

#کامنت یه شب سرد پاییزی بود... رفته بود نشسته بود رو پشت بوم!!! هرچی که التماس کردم بیاد پایین که سرما نخوره، حرف گوش نکرد... از خودش یه عکس برام فرستاد که پتو پیچیده بود دور خودش و نوشت: "نگران من نباش عزیزم...زیادم سرد نیست هوا" براش فرستادم: "آخه مگه ...

#کپی_ممنوع بعضی وقت‌ها خود آدم هم نمی‌دونه چشه و چرا بهونه‌گیر شده و فکر می‌کنم تعداد آدم‌هایی که از پشت بهونه‌ها دردت رو می‌کشن بیرون به اندازه‌ی انگشت‌های یک دست هم نباشه.

#کپی_ممنوع بعضی وقت‌ها خود آدم هم نمی‌دونه چشه و چرا بهونه‌گیر شده و فکر می‌کنم تعداد آدم‌هایی که از پشت بهونه‌ها دردت رو می‌کشن بیرون به اندازه‌ی انگشت‌های یک دست هم نباشه.

#کپی_ممنوع وقتی از زندگیت آدمهای زیادی رفته باشن٬ اومدن و موندن آدمهای جدید برات اتفاق غیرعادی ای نیست. اونوقت تو از وجود هیچ آدمی تو زندگیت شگفت زده نمیشی. تو هر بار انتظار داشتی آدم ...

#کپی_ممنوع وقتی از زندگیت آدمهای زیادی رفته باشن٬ اومدن و موندن آدمهای جدید برات اتفاق غیرعادی ای نیست. اونوقت تو از وجود هیچ آدمی تو زندگیت شگفت زده نمیشی. تو هر بار انتظار داشتی آدم بهتری بیاد خاطرات بدت رو بشوره و ببره، اما انقدر آدم اومده و رفته که ...

#کپی_ممنوع ‏قضیه اینه که خودت تو ذهنت کلی توقع و انتظار ایجاد میکنی از آدما و اونا خبر ندارن از چیزی و خودت طبق ذهنیات خودت ازشون دلخور میشی و بازم اونا خبر ندارن از ...

#کپی_ممنوع ‏قضیه اینه که خودت تو ذهنت کلی توقع و انتظار ایجاد میکنی از آدما و اونا خبر ندارن از چیزی و خودت طبق ذهنیات خودت ازشون دلخور میشی و بازم اونا خبر ندارن از دلخوریت و دلیلش و طبیعتا واکنشی نشون نمیدن به چیزی که از وجودش اطلاع ندارن ...

#کپی_ممنوع ‏بحث کردن با یه آدم احمق مثل این می مونه که بخوای ی پشه رو روی صورت خودت بکشی ‏شاید آخر اونو بکشی یا شاید هم نکشی، ولی آخرش یه سیلی به خودت زدی😐✌🏼

#کپی_ممنوع ‏بحث کردن با یه آدم احمق مثل این می مونه که بخوای ی پشه رو روی صورت خودت بکشی ‏شاید آخر اونو بکشی یا شاید هم نکشی، ولی آخرش یه سیلی به خودت زدی😐✌🏼

#کامنت وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازه ای داره و به معنای واقعی جوان هستی، واسه اولین بار گلوم پیش یکی گیر کرد، از اون عشق های اساطیری، عاشق زیباترین ...

#کامنت وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازه ای داره و به معنای واقعی جوان هستی، واسه اولین بار گلوم پیش یکی گیر کرد، از اون عشق های اساطیری، عاشق زیباترین دختر دانشکده شدم، سلطان دلبری و غرور، تقریبا همه ی دانشکده بهش پیشنهاد داده بودن ...

#کپی_ممنوع هیچ فراری بدون نقشه نمیشه، اگه بخوای فرار کنی باید مدت ها روی فرارت فکر کنی، این که چطور بری و چه وقت بری، مخصوصا اینکه بخوای از یه رابطه فرار کنی. گاهی وقت ...

#کپی_ممنوع هیچ فراری بدون نقشه نمیشه، اگه بخوای فرار کنی باید مدت ها روی فرارت فکر کنی، این که چطور بری و چه وقت بری، مخصوصا اینکه بخوای از یه رابطه فرار کنی. گاهی وقت ها پیدا کردن راه فرار آسون نیست، راه فرار مثل یه دریچه پنهان می مونه ...

#کپی_ممنوع حرف بزنیم، وقتی از چیزی ناراحت می‌شیم، وقتی موضوعی اذیتمون می‌کنه حرف بزنیم. نذاریم طرفمون مجبور شه رفتارمون رو عین پازل کنار هم بچینه و تهش هم برداشت شخصی خودش رو بکنه. آدم‌ها رو ...

#کپی_ممنوع حرف بزنیم، وقتی از چیزی ناراحت می‌شیم، وقتی موضوعی اذیتمون می‌کنه حرف بزنیم. نذاریم طرفمون مجبور شه رفتارمون رو عین پازل کنار هم بچینه و تهش هم برداشت شخصی خودش رو بکنه. آدم‌ها رو به استیصالِ "چیکار کردم و این بچه الان چشه" نندازیم. آدم باشیم، آدمِ ارتباط من ...

#کامنت تا حالا شکار رفتی؟ من میرفتم ولی دیگه نمیرم! آخرین باری که شکار رفتم شکارگوزن بود. خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش. وقتی بالای سرش رسیدم ...

#کامنت تا حالا شکار رفتی؟ من میرفتم ولی دیگه نمیرم! آخرین باری که شکار رفتم شکارگوزن بود. خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش. وقتی بالای سرش رسیدم هنوزجون داشت. با چشماش داشت التماس می کرد. نفس می کشید. زیباییش منو تسخیر کرده ...

#کپی_ممنوع ادوارد هشتم بزرگترین پادشاهی جهان رو داشت، اون به هشتادو چند سالگی فکر می کرد. هشتادوچند سالگی وقتیه که هر چیزی معنای واقعی خودش رو پیدا می کنه، جای چشم زیبا رو نگاه می ...

#کپی_ممنوع ادوارد هشتم بزرگترین پادشاهی جهان رو داشت، اون به هشتادو چند سالگی فکر می کرد. هشتادوچند سالگی وقتیه که هر چیزی معنای واقعی خودش رو پیدا می کنه، جای چشم زیبا رو نگاه می گیره، جای لب های غنچه رو لبخند و جای دست های لطیف رو نوازش. ادوارد ...

#کپی_ممنوع تا اینجای قرنطینه با تک‌تک رفیقام دعوا کردم، قرنطینه تموم شد باید برم پارک چند نفرو پیدا کنم بگم: با من دوست میشید؟😐✌🏼

#کپی_ممنوع تا اینجای قرنطینه با تک‌تک رفیقام دعوا کردم، قرنطینه تموم شد باید برم پارک چند نفرو پیدا کنم بگم: با من دوست میشید؟😐✌🏼

#کپی_ممنوع ‏لااقل اگه دوستای خوبی بودیم و خاطرات خوبی رو هم باهمدیگه ساختیم یهو نذارین برین، دلیلشو اول بگین که اگه قانع نشدیم بزنیم دهن مهنتونو جر بدیم بعدا برین😐✌🏼

#کپی_ممنوع ‏لااقل اگه دوستای خوبی بودیم و خاطرات خوبی رو هم باهمدیگه ساختیم یهو نذارین برین، دلیلشو اول بگین که اگه قانع نشدیم بزنیم دهن مهنتونو جر بدیم بعدا برین😐✌🏼

#کامنت اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه های همکلاسیم رو می دزدیدم، آخه خیلی خوش مزه بودن، بعد از اون دیگه دستم به دزدی عادت کرد، همه کار می ...

#کامنت اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه های همکلاسیم رو می دزدیدم، آخه خیلی خوش مزه بودن، بعد از اون دیگه دستم به دزدی عادت کرد، همه کار می کردم، جیب می زدم، کف می رفتم، دزدی از طلا فروشی که خوراکم بود، کارم ...

#کامنت ما فقط دوست معمولی بودیم! وقتی شب به شب بیدار می ماندیم به پای هم توی صفحه های مجازی لعنتی تا خوابمان بگیرد لابلای حرف زدن های بی‌خودمان از روزمرگی های بیخودترمان دوست معمولی ...

#کامنت ما فقط دوست معمولی بودیم! وقتی شب به شب بیدار می ماندیم به پای هم توی صفحه های مجازی لعنتی تا خوابمان بگیرد لابلای حرف زدن های بی‌خودمان از روزمرگی های بیخودترمان دوست معمولی بودیم! . وقتی اولین بار توی سرازیری ولیعصر قرار گذاشتیم و دیدمش و خیز برداشت ...

اگه حتی یه وجب به بهشت مونده باشه صدای خنده هاتو بشنوم برمیگردم ..

اگه حتی یه وجب به بهشت مونده باشه صدای خنده هاتو بشنوم برمیگردم ..