♥رمانخونه♥

Dokhioneh

★بزن روش★
پیج شخصیم:@sanly82
#رمانـ
#عاشقانه
#طنز (ڪݪڪلے)
#پلیسے
#ڢآݪؤو =لآیڪ∞
شآیَذَݥـ ڣآݪوؤ


★پارتـ آخر★ شمار روزا از دستم در رفته فقط میدونم که اخر ترمه باید مثل همیشه بخونم بابا ی کیان بهم زنگ میزنه از کیان گله میکنه که ازش خبری نمیگیره با بابا هم تماس ...

★پارتـ آخر★ شمار روزا از دستم در رفته فقط میدونم که اخر ترمه باید مثل همیشه بخونم بابا ی کیان بهم زنگ میزنه از کیان گله میکنه که ازش خبری نمیگیره با بابا هم تماس گرفته برای سوم عید قراره بطور رسمی من با کیان عقد کنم و یک جشن ...

۲۶ آذر 1396
3K
★پارتـ ۴★ تا شب که بابا بیاد کلی استرس داشتم شام رو همگی در سکوت خوردیم و بعد هم دور هم نشسته بودیم که بابا بالاخره این سکوت و شکست و گفت میخوام زندگیمو تعریف ...

★پارتـ ۴★ تا شب که بابا بیاد کلی استرس داشتم شام رو همگی در سکوت خوردیم و بعد هم دور هم نشسته بودیم که بابا بالاخره این سکوت و شکست و گفت میخوام زندگیمو تعریف کنم خوب گوش میکنین حرف نمی زنین بعد حرفام هرچی خواستید میگم ولی قبل از ...

۲۴ آذر 1396
50K
★پارتـ ۳★ تازه چند روزه امتحانامو تموم کردم و استراحت می کنم بعضی روزا بیمارستان می رم سینا هم میره یکی از دوستای سینا ما رو دعوت کرده مهمونی نمیدونم به چه مناسبت از سینا ...

★پارتـ ۳★ تازه چند روزه امتحانامو تموم کردم و استراحت می کنم بعضی روزا بیمارستان می رم سینا هم میره یکی از دوستای سینا ما رو دعوت کرده مهمونی نمیدونم به چه مناسبت از سینا که پرسیدم میگه دوستش به خاطر فارغ التحصیلیش جشن گرفته با فهمیدن اینکه جشن مال ...

۱۰ آذر 1396
23K
★پارتـ ۲★ سال نو توی خونه کنار مامان بودن بدون داشتن پدری که باشه و به ادم تبریک بگه دعای خیر کنه و از لای قران عیدی بده سخت بود تصمیم داشتم هر جور شده ...

★پارتـ ۲★ سال نو توی خونه کنار مامان بودن بدون داشتن پدری که باشه و به ادم تبریک بگه دعای خیر کنه و از لای قران عیدی بده سخت بود تصمیم داشتم هر جور شده از مامانم حرف بکشم و موفق هم شدم چیز هایی که مامن میگفت خیلی جزیی ...

۹ آذر 1396
26K
★پارتـ ۱★ از باشگاه اومدم بیرون حالم زیاد درست نبود سر گیجه داشتم میدونستم صدرصد مال درد ماهیانمه بخاطر همین سر راه یک قرص خریدم و بطرف خونه حرکت کردم وقتی رسیدم مامان خونه نبود ...

★پارتـ ۱★ از باشگاه اومدم بیرون حالم زیاد درست نبود سر گیجه داشتم میدونستم صدرصد مال درد ماهیانمه بخاطر همین سر راه یک قرص خریدم و بطرف خونه حرکت کردم وقتی رسیدم مامان خونه نبود یاداشت گذاشته بود رفته خونه عزیز و سهیل رو میفرسته دنبالم من و مامانم تنها ...

۸ آذر 1396
24K
دوستان فالوو کنید بالای 30بشـیم شروع به پارت گذارے میکنیم فالووکنید پیجو به دوستاتونم معرفی کنین #لجـبازے_با_عشـق #DOKHIONEH

دوستان فالوو کنید بالای 30بشـیم شروع به پارت گذارے میکنیم فالووکنید پیجو به دوستاتونم معرفی کنین #لجـبازے_با_عشـق #DOKHIONEH

۶ آذر 1396
2K