AsemoOni

AsemO_Oni


تا جایی که میدونم "فقط" به کتابفروش ها و گلفروش ها حسودیم شده و میشه و خواهد شد و بس . .‌ . !

بهشت یه کتاب خونه ی استوانه‌ای شکل خیلی بزرگه که کنارش یه گلفروشی بسی دلبر واقع گشته...خودِ عشقه خودِ عشّق♡

من یه سفید پوشِ کتابدارِ گلفروش میشم . . .

یک #اچمی هیچوقت زانو نمیزنه حتی اگه ارتفاع آسمون کوتاه تر از قامتش باشه . . . !

دارم برای طلوع هزارمین بارم تلاش میکنم..‌.برای طلوعی پر نور تر، گرم تر و گلبهی تر همراه با ابر های تکه پاره ی آتش گرفته ی دور و برم که شفقم رو قشنگ تر میکنن...💛

دارم برای طلوع هزارمین بارم تلاش میکنم..‌.برای طلوعی پر نور تر، گرم تر و گلبهی تر همراه با ابر های تکه پاره ی آتش گرفته ی دور و برم که شفقم رو قشنگ تر میکنن...💛

۲۳ آبان 1398
298
تولد یکی از همکلاسی هام بود من و دلی و یار دیرین نشستیم تفکر کردیم حالا کادو چی ببریم؟! گفتم یه نقاشی بکشم قال قضیه رو بکنم😥 اومدم این کت و کله ی تک شاخ ...

تولد یکی از همکلاسی هام بود من و دلی و یار دیرین نشستیم تفکر کردیم حالا کادو چی ببریم؟! گفتم یه نقاشی بکشم قال قضیه رو بکنم😥 اومدم این کت و کله ی تک شاخ روکشیدم...رنگش که تموم شد همش احساس میکردم یه جا دیدمش😂 خلاصه سر این نقاشی خون ...

۱۶ آبان 1398
680
کاری که دوست داریم رو انجام بدیم..‌.کاری که باعث میشه از ته دل خوشحال بشیم و ذوق کنیم...بشینید فکر کنید چه کاری برای جسم و روحتون فوق العادست...منم برم بقیه ی تست هامو بزنم...! #کنکور

کاری که دوست داریم رو انجام بدیم..‌.کاری که باعث میشه از ته دل خوشحال بشیم و ذوق کنیم...بشینید فکر کنید چه کاری برای جسم و روحتون فوق العادست...منم برم بقیه ی تست هامو بزنم...! #کنکور

۱۸ مهر 1398
229
ما هنوز هوامون یطوریه که باید همینطوری بریم تو یخچال😂 شما خیلی آدم های خفنی هستین که جوراباتونم دارین میپوشین😐👌

ما هنوز هوامون یطوریه که باید همینطوری بریم تو یخچال😂 شما خیلی آدم های خفنی هستین که جوراباتونم دارین میپوشین😐👌

۱۶ مهر 1398
221
سومین شب ورقی من و میم امشب تو جنگل بود رفتیم حومه ی خونه ی خرسی اینا صبح که شد بوی آش خوشمزه ای از دودکش و پنجره های خونشون اومد بیرون و قورباغه ی ...

سومین شب ورقی من و میم امشب تو جنگل بود رفتیم حومه ی خونه ی خرسی اینا صبح که شد بوی آش خوشمزه ای از دودکش و پنجره های خونشون اومد بیرون و قورباغه ی درون مارو بیدار کرد😋😄 بعد بابا خرسه و مامان خرسه و خرس کوچولو رو دیدیم ...

۱۲ مهر 1398
391
#معرفی_کتاب: کلاغ کامپیوتر #رمان_ایرانی نویسنده: فرهاد حسن زاده انتشارات: سوره مهر تعداد صفحه: ۱۳۶ ژانر: تخیلی، ماجراجویی گروه سنی: نوجوان *مصور درباره: پسری به نام منصور یک کامپیوتر دسته دوم داره...یه روز زمستونی یک پنجره ...

#معرفی_کتاب: کلاغ کامپیوتر #رمان_ایرانی نویسنده: فرهاد حسن زاده انتشارات: سوره مهر تعداد صفحه: ۱۳۶ ژانر: تخیلی، ماجراجویی گروه سنی: نوجوان *مصور درباره: پسری به نام منصور یک کامپیوتر دسته دوم داره...یه روز زمستونی یک پنجره از برنامه ی "کل کا" باز میشه با مضمون: با تو ارتباط برقرار میشود-لطفا کلیک! ...

۱۲ مهر 1398
761
من خود درگیری کاذب دارم😐 بعد از قرشمال بازی فراوان که کی به وسایلم دست زده؟😲 یهو چشمم میفته به همون وسیله و شرمنده و ساکت از محل دور میشم😐 مثلا چند ساعت متوالی قشنگ ...

من خود درگیری کاذب دارم😐 بعد از قرشمال بازی فراوان که کی به وسایلم دست زده؟😲 یهو چشمم میفته به همون وسیله و شرمنده و ساکت از محل دور میشم😐 مثلا چند ساعت متوالی قشنگ ترش میکنم به داداشم گیر میدم بعد میبینم ای بابا مثلا زیر میز افتاده..! البته ...

۱۲ مهر 1398
226
#معرفی_کتاب: ایلیاد و اودیسه ایلیاد اودیسه دوتا کتاب شعر حماسی یونانی هستن که توضیحاتش رو خیلی خیلی خلاصه می نویسم: ایلیاد در باره ی جنگ تروا هستش...جنگی بین مردم تروا و مردم آخائی(یونانیان)...اودیسه درباره ی ...

#معرفی_کتاب: ایلیاد و اودیسه ایلیاد اودیسه دوتا کتاب شعر حماسی یونانی هستن که توضیحاتش رو خیلی خیلی خلاصه می نویسم: ایلیاد در باره ی جنگ تروا هستش...جنگی بین مردم تروا و مردم آخائی(یونانیان)...اودیسه درباره ی افسانه های یونانی هست. (بیش از حد خلاصه نوشتم😂) برای توضیحات بیشتر لطفا از جناب ...

۱ مهر 1398
364
الان تو هوووووف ترین لحظه ی زندگیم تا الان هستم👀 این ماه رکورد کتابخوندنم رو زدم و بیشتر از چهارتا کتاب خوندم😂 تابستون پارسال سه تا کتاب خوندم...اما فقط شهریور امسال بیشتر از سه تا ...

الان تو هوووووف ترین لحظه ی زندگیم تا الان هستم👀 این ماه رکورد کتابخوندنم رو زدم و بیشتر از چهارتا کتاب خوندم😂 تابستون پارسال سه تا کتاب خوندم...اما فقط شهریور امسال بیشتر از سه تا کتاب خوندم پیشرفت چشمگیری داشتم به افتخار خودم زدم کف قشنگه رووو😂 میخوام ببینم تا ...

۲۷ شهریور 1398
643
دومین شب ورقی من و داداشم وقتی بود که تو زمان سفر کردیم رفتیم به گذشته...به شش سالگی آنتوان دوسنت اگزوپری وقتی که داشت مار بوآی بسته ای با فیل داخل شکمش رو می کشید ...

دومین شب ورقی من و داداشم وقتی بود که تو زمان سفر کردیم رفتیم به گذشته...به شش سالگی آنتوان دوسنت اگزوپری وقتی که داشت مار بوآی بسته ای با فیل داخل شکمش رو می کشید من میدونستم داخل شکم مار بوآ یک فیل داره برای هضم شدن شش ماهه آماده ...

۲۲ شهریور 1398
660
اولین شب ورقی من و داداش کوچولوم امشب تو بالابندر بود تو ساحل بالابندر نفسمون رو حبس کردیم و رفتیم تو اعماق دریا ماهی های بالابندر کت و شلوار و پیرهن و دامن های گل ...

اولین شب ورقی من و داداش کوچولوم امشب تو بالابندر بود تو ساحل بالابندر نفسمون رو حبس کردیم و رفتیم تو اعماق دریا ماهی های بالابندر کت و شلوار و پیرهن و دامن های گل گلی پولکیشون رو در آورده و رااااحت خوابیده بودن و همشون مثل هم شده بودن...ما ...

۱۴ شهریور 1398
671
🔸من از اون دخترایی هستم که صبح خودش تنها نباید بره پیاده روی یا پارک برای ورزش...باید حتما یکی همراش باشه نباید با صدای بلند بخنده...باید خندشو خفه کنه تو دلش از اونایی هستم که ...

🔸من از اون دخترایی هستم که صبح خودش تنها نباید بره پیاده روی یا پارک برای ورزش...باید حتما یکی همراش باشه نباید با صدای بلند بخنده...باید خندشو خفه کنه تو دلش از اونایی هستم که برای اینکه با صاحب کتابفروشی که آقا بود کاری داشتم و یه سوال مهم بود ...

۹ شهریور 1398
2K
سلام صبحتون خیلی پرتقالی😋...وی با یک صدای پچ پچ گونه که متعلق به صاحب یک جفت پای وحشتناک کنار سرش بود، بیدار شد😂😂😂 فهمیدین؟؟ گفتم امروز دیگه اگه نیاد بریم پیاده روی خودم تنها میرم ...

سلام صبحتون خیلی پرتقالی😋...وی با یک صدای پچ پچ گونه که متعلق به صاحب یک جفت پای وحشتناک کنار سرش بود، بیدار شد😂😂😂 فهمیدین؟؟ گفتم امروز دیگه اگه نیاد بریم پیاده روی خودم تنها میرم اصن😒 که خودش اومد بیدارم کرد پس از سپاس و ستایش خداوند یگانه لباس های ...

۷ شهریور 1398
332
طبق قولی که به مامان داده بودیم رفتیم کُنارک و همونطور که در تصویر میبینید فقط دفتری که میخواستم رو خریدیم اومدیم بیرون...اما طبق قوانین خودم هف هشتا کتاب و چیزای دیگم همرامون بود👀...انقد ما ...

طبق قولی که به مامان داده بودیم رفتیم کُنارک و همونطور که در تصویر میبینید فقط دفتری که میخواستم رو خریدیم اومدیم بیرون...اما طبق قوانین خودم هف هشتا کتاب و چیزای دیگم همرامون بود👀...انقد ما خوش قولیم😌 من و داداشم رو باید به عنوان برترین الگوی وفای به عهد معرفی ...

۶ شهریور 1398
310
داروسازان دنیا روزتون خیلی مبارک. با تشکر فراوان از تموم زحماتتون🤗 مخصوصا اون بنده ی برگزیده ای که ژلوفن رو ساخت😄 #روز.داروساز

داروسازان دنیا روزتون خیلی مبارک. با تشکر فراوان از تموم زحماتتون🤗 مخصوصا اون بنده ی برگزیده ای که ژلوفن رو ساخت😄 #روز.داروساز

۶ شهریور 1398
203
📚 #معرفی.کتاب: سیزدهمین قصه |نویسنده: داین سترفیلد | مترجم: نفیسه معتکف | انتشارات: نسل نواندیش | ژانر: معمایی |گروه سنی: بزرگسال | صفحه: حدود ۵۰۰ |درباره: نویسنده ی معروفی به نام ویدا وینتر قصد داره ...

📚 #معرفی.کتاب: سیزدهمین قصه |نویسنده: داین سترفیلد | مترجم: نفیسه معتکف | انتشارات: نسل نواندیش | ژانر: معمایی |گروه سنی: بزرگسال | صفحه: حدود ۵۰۰ |درباره: نویسنده ی معروفی به نام ویدا وینتر قصد داره آخر عمری داستان زندگیش رو برای زندگینامه نویسی به نام مارگارت لی (اگه اشتباه نکنم) ...

۴ شهریور 1398
530
سلام سلام دوستانِ جان خوش و خرم باشید و عیدتون خیلی خیلی مبارک باشه💚 من عاااشق عید غدیرم...احساس میکنم زمین و زمان پر از انرژی مثبت میشه و ماده ی تاریک فضا تا بینهایت سفید ...

سلام سلام دوستانِ جان خوش و خرم باشید و عیدتون خیلی خیلی مبارک باشه💚 من عاااشق عید غدیرم...احساس میکنم زمین و زمان پر از انرژی مثبت میشه و ماده ی تاریک فضا تا بینهایت سفید میشه😍 امروز از روز های خیلی عجیب زندگیم بود ملت به من هم عیدی دادن...یعنی ...

۲۹ مرداد 1398
246
#کپشن.طولانی: وقتی خوابگاه بودم خیلی دوست داشتم بدون اینکه بفهمم ملاقاتی داشته باشم ولی همیشه خدا از یک ماه قبلش هرکی میخواست بیاد هماهنگ میکرد و در بیشتر مواقع هم نمیومد😐 👊 ولی یکی از ...

#کپشن.طولانی: وقتی خوابگاه بودم خیلی دوست داشتم بدون اینکه بفهمم ملاقاتی داشته باشم ولی همیشه خدا از یک ماه قبلش هرکی میخواست بیاد هماهنگ میکرد و در بیشتر مواقع هم نمیومد😐 👊 ولی یکی از چهارشنبه های پاییزی ۹۸ بود که اتفاق خیلی عجیبی افتاد...اونقدر عجیب که باعث شد من ...

۲۶ مرداد 1398
524
من و خورشید هر روز برای دوست داشتنت بیدار می شویم😍 الکی مثلا😅 ولی حیف نیست تا ظهر بخوابیم و طلوع خورشید قشنگ و دلبربا رو نبینیم؟!

من و خورشید هر روز برای دوست داشتنت بیدار می شویم😍 الکی مثلا😅 ولی حیف نیست تا ظهر بخوابیم و طلوع خورشید قشنگ و دلبربا رو نبینیم؟!

۱۹ مرداد 1398
204
#معرفی.کتاب: وقتی خاطرات دروغ می گویند اثر: سی‌بل‌هاگ مترجم: آرتمیس مسعودی انتشارات: آموت (خیلی بهش ارادت دارم💚) ژانر: معمایی و جنایی (الکی مثلا اینا تو تصویر مشخص نیستن!)🙂 درباره: جونم براتون بگه دختری به نام ...

#معرفی.کتاب: وقتی خاطرات دروغ می گویند اثر: سی‌بل‌هاگ مترجم: آرتمیس مسعودی انتشارات: آموت (خیلی بهش ارادت دارم💚) ژانر: معمایی و جنایی (الکی مثلا اینا تو تصویر مشخص نیستن!)🙂 درباره: جونم براتون بگه دختری به نام کیتی بیش از بیست سال قبل ناپدید شده...و این روز ها پدر همسر دوست کیتی ...

۱۹ مرداد 1398
1K